سانتالايي صورت گرفت. مهمترين رسالهٴ كيميايي كه بهلاتيني تدوين شد، كتاب درباب
تركيب كيميا1 از رابرت چستري بود كه در 1144، پايان يافت؛ عموماً تصور ميشود كه اصل آن تأليف خالد بن يزيد (نيمهٴ دوم سدهٴ هشتم) است، كه بهوسيلهٴ مرينوس رومي2 تحرير شده است.
ميتوان گفت اين ترجمهها، مخصوصاً آخرينش نشانهٴ آغاز كيمياگري در اروپاست. تأثير آنها بههيچروي بدتر از آثار مربوط به اخترگويي نبود، چون در آنها مطالب زيادي بود كه عليٰرغم تعبيرهاي غلط ميتوانست واقعاً باارزش باشد و محقق را چندان از موضوعها منحرف نميكرد.
امكان دارد بارتولوميوي سالرنويي موٴلف مقالهاي راجع به آبمقطر باشد، كه از طريق اقتباس آلماني آن بهوسيلهٴ ميخائيل پوف (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، معروفتر است. تحرير آدلارد از كليد صحيفه كه در بالا ذكر شد حاوي يكي از قديميترين اشارهها به الكل است. اشارهٴ ديگري مقارن همان زمان، بهوسيلهٴ پزشك ناشناسي به نام سالرنوس صورت گرفته، كه مقارن 1130 ـ 1160، در سالرنو ميزيسته است. اين قديميترين اشارهٴ دقيق به الكل است كه از آن خبر دارم.
3. چيني. دعوي تقدم چينيان در زمينهٴ تقطير و الكل هنوز كاملاً اثبات نشده است. اين ادعا در حق توپئينگ (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم)، صورت گرفته است. گويند شيميدان چيني ديگري به نام چوئيـ چينگ در حدود 1120، رسالهاي در باب تقطير الكل نوشت.
با جمعبندي اين بخش ميبينيم كه بخشي از پيشرفت شيمي در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، نظري بود و بخش ديگر عملي، پيشرفت نظري مديون ترجمهٴ آثار عربي بود كه از آن زمان در دسترس قرار ميگرفت، و نخستين ترجمهٴ مهم به سال 1144، مربوط ميشد. پيشرفت عملي كه اهميت بيشتري داشت نتيجهٴ تجارب صنعتگراني از قبيل تئوفيلوس، پزشكاني مثل سالرنوس و بارتولوميوي سالرنويي بود. ممكن است پيشرفت مشابهي در همين زمان، در چين، صورت گرفته باشد، ولي در اين مورد عملاً چيزي نميدانيم.
ح. جغرافيا
1. مسلمانان شرقي. سه جغرافيدان كاملاً متفاوت مبين اين عصرند. اولي، يعني سهل بن ابان، از نوعي است كه براي نخستين بار با آن مواجه ميشويم، ولي در سدههاي بعدي، تا زماني كه دريانوردان باختر تسلط بر درياهاي شرقي را از دست مسلمانان بيرون آوردند، نمونههاي فراوان ديگري را خواهيم ديد. سهل، موٴلف سفرنامههاي دريايي و راهنامه بود و براي ناخدايان و كشتيراناني كه عازم خَتا و هند شرقي بودند دستورهايي نوشت. او در اينجا، نمايندهٴ طبقهاي است كه اعضاي آن به همان اندازهٴ موٴلفان نقشههاي دريايي ناشناس ماندهاند.